دخترم خانم شده!!!
امروز که این مطلب رو می نویسم بیشتر از یک هفته است که هروقت نیاز به توالت داری خودت اطلاع میدی!
دیگه سختی های فنقلی بودنت تموم شده و من بیشتر زمانیکه می تونم از اینترنت استفاده کنم را صرف جستجوی مسائل تربیتی ات می کنم، نه اینکه قبلا به تربیت ات بی توجه بودم ، حالا وقت بیشتری رو به آموختن نکات تربیتی می کنم.
می خوام یکم از کارهایی که در این رابطه انجام دادم بنویسم.
اولین بار زمانیکه یک ساله بودی برای چکاپ سالانه نیاز به آزمایش ادرار و مدفوع و خون داشتی. خب خون راکه پرستارها زحمتش رو کشیدن اما نمونه ادرار با یورین بگ هرچه تلاش کردم نتونستم بگیرم. برای همین از لگن مخصوص بچه ها استفاده کردم که اونروز خیلی خوشت اومد و بهش علاقه نشون دادی. بعد از اونم هرازگاهی که دوست داشتی از اون استفاده می کردی من اصراری نداشتم که در یک سالگی بتونی خودت رو کنترل کنی اما گاهی صبح زود اگه اوقاتت سرجاش بود می بردمت و روی لگن کارت رو انجام میدادی و منم کلی تشویقت می کردم. البته تشویقهام فقط کلامی بود و از جایزه خبری نبود.
در هجده ماهگی پوشکت می کردم اما وقتی کارت رو انجام میدادی میومدی و با گفتن جیش یا پیپی می خواستی که پمپرزت رو عوض کنم. اون موقع فکر کردم شاید آمادگی اش را داشته باشی ولی چون هوا سرد بود منصرف شدم. در ضمن طی تحقیقاتی که انجام دادم متوجه شدم بهتره که اول میمی قطع بشه بعد پوشک.
سال نو از راه رسید و عزیز دلم که تو یازده ماهگی بود با یک واقعیت بزرگ روبرو شد. میمی مامان اوف شده بود. حتی یکبار که مزه کرد خیلی خیلی تلخ شده بود. اینجوری شد که روز دوم و سوم فروردین عصرها بدون میمی میخوابید اما شبها میمی داشت. اما شب پنجم فروردین دیگه از می می خبری نبود و نازگلی مامان شیرپاستوریزه رو با شیشه خورد و مدتی هم شبها بیدار میشد و شیر یا اب می خواست.
بعدها کم کم آخر شب موز یا غذا میخورد و شب را خوب می خوابید و صبح هم پاپ کرن و شیر میخورد.
یک مدتی گذشت تا اینکه تولد دو سالگی اش را ده روز زودتر برگذار کردیم و چند روز بعد که خستگی مهمونی دادن از تن مامان رفت پروژه از پوشک گرفتن هم کلیک خورد.
به این صورت که همچنان از لگن استفاده می کردی و من باز هم کارم فقط تشویق بود. یکم که راه افتادی برای دستشویی بزرگ هم بازت کردم که چون شنیده بودم بعضی از نینی ها ازش می ترسن اجازه می دادم توی شورت عینکی کارت رو انجام بدی
.... خب برام ناخوشایند بودولی سعی کردم خیلی عادی برخورد کنم و برات توضیح بدم که همه آدما این کار رو انجام می دن
... بعد برات عادی شد و مشکلی پیش نیومد....
بیشتر جرفهام راجع به بد بودن جیش کردن تو خونه رو به عروسکت می گفتم و شما هم تکرار می کردی...الاهی مامان قربون حرف زدنت بشه... با اون زبون بچه گونه عروسکت رو نصیحت و گاهی دعوا می کردی
حالا دیگه خانم شدی عسل مامان


دخترم خانم شده!!!
